عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

612

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

را ديدم در خواب جلّ جلاله كه مرا گفتى : ما تقول فى القرآن ؟ گفتم : كلامك يا ربّ العالمين . گفت : ترا كه گفت كه كلام منست ؟ گفتم : كه احمد بن حنبل . ربّ العزّة گفت كه : الحمد للَّه . پس احمد را بخواند و با وى گفت : ما تقول فى القرآن ؟ احمد گفت : كلامك يا ربّ العالمين . گفت : از كجا دانستى كه كلام منست ؟ احمد دو و رق از هم باز كرد ، در يك و رق نبشته بود : شعبه ، و در يك و رق عطا عن ابن عباس ، شعبه را خواند ، و با وى همان گفت ، و همان جواب داد ، و گفت : شنيدم از عطا بن ابى رباح از ابن عباس ، گفت : عطا را نخواندند اما ابن عباس را خواندند ، و حق با وى گفت : ما تقول فى القرآن ؟ فقال : كلامك يا ربّ العالمين . گفت : از كجا مىگويى ؟ گفت : اخبرنا محمد رسول اللَّه ، رسول خدا محمد ما را خبر كرد . رسول را بخواندند ، و ربّ العزّة با وى گفت : ما تقول فى القرآن ؟ گفت : اخبرنا جبرئيل عنك . آن گه گفت ربّ العزّة : « صدقت و صدقوا » . أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ - ابو عثمان مغربى گفت : تدبّر سه قسم است : يكى انديشه كردن در نفس خود و حال خود ، آن را تدبّر موعظه گويند . دوم انديشه كردن در . . . ، آن را تدبّر . . . گويند « 1 » . سه ديگر انديشه كردن در قرآن ، آن را تدبّر حقيقت و مكاشفه گويند . اوّل صفت عامّهء مسلمانان است ، دوم صفت زاهدان است ، سوم صفت عارفان است . ايشان را ديدهء مكاشفهء دهند ، تا هر حجاب كه بود ميان دل ايشان و ميان حق برداشته شود . همه آرزوهاشان نقد شود . آب مشاهدت شان در جوى ملاطفت روان شود . دل از ذكر پر ، و زبان خاموش ! سر از نظر پر ، و خود را فراموش ! وقار فريشتگان ديده ، و ثبات ربّانيان يافته ، و بسكينهء صدّيقان در رسيده ؛ و مرد تا اينجا نرسد نشايد او را در بحر جلال قرآن شدن ، و استنباط

--> ( 1 ) - در همهء نسخ پس از حرف اضافهء در و كلمهء تدبر جاى خالى و ننوشته مانده است . )